سفر یک روزه به فیلبند 20 مرداد 96
وسطای هفته ی قبل بود که یه بار به ذهنم رسید که سری به فیلبند بزنیم و از دیدن مناظرش لذت ببریم و هرچند هی شل کن و سفت کن دراوردیم برای رفتن. پیشنهاد اینجانب این بود که پنجشنبه بریم ولی شوهر جان میگفتن که شب اونجا هوا سرده و آرادی سردش میشه. سخن کوتاه که با تمامی کش و قوس ها جمعه صبح ساعت حدودای 4 بود که از خونه راه افتادیم آهان راستی شب قبلش هم از اونجایی که به آرادی قول داده بودم که به همراه دخترعمه ها به پارک میریم در پارک قائم به سر بردیم و اونجا هم گل پسری من کلی بازی کرد از فوتبال و والیبال و وسطی و خلاصه اینکه کلی لذت میبرد و من هم کلی کیف میکردم. بعد از بازی ها با توپ هم یه دوره دوچرخه سواری با بچه ها داشت و بعد هم بنا شد ببری...








